تبليغاتX
Take Big Risks

سلام

خوب بودین بهتر شدین؟

خب من برگشتم

تو این مدت زیادی که  سربازی بودم   مشکلات زیادی را تحمل کردم

تقریبا ۳ روز

خنده نداره به من چه شنبه تعطیل بود گفتن یک شنبه تشریف فرما شین

به من چه یک شنبه ماشین نبود دوشنبه رفتیم

به من چه که یه مدت آویزون بودیم

به من چه فرستادنمون خونه تا تو انتخابات شهرمون شرکت کنیم

بازم به من چه که گفتم  16  فروردین بر گردین

و مهم ترین به من چه اینجاست !!!!

کل تاریخ خدمت : فعلا حدود 3 روز

ولی 16 فروردین که برم پادگان  حدود 1 ماه از سربازیم پریده

 

همه تو کف خوش شانسی موندینا

قصد ازدواج ندارم

چند بار بگم

حالا هی بشینین به حرف این رادیو های بیگانه گوش بدید و بگین انتخابات به درد نمی خوره و این حرفا

الان نمونه بارز فواید انتخابات این بود که بنده را ترخیص فرموندند

اجرشون با خداوند منان

 

و اما تو همین سه روز من یه چیز فهمیدم

باید قدر دست پخت مامانم را حسابی بدونم  

البته این قدر کافور به خورد ما دادن که حالا حالا ها آره!

کبریت بی خطریم!

ولی تا از پادگان بیرون اومدیم چنین حالتی داشتیم :

البته  یه ضد حال درست و حسابی هم خوردم ::

 و اونم اینکه درست  اول خونه تکونی رسیدم

 

خب بریم سراغ امروز یعنی جمعه ۲۴ اسفند ؟

انتخابات

من عمرم برای شرکت در انتخابات به سه دوره قد می ده ؟

ریاست جمهوری ، شورا ها ، خبرگان رهبری

ولی متاسفانه شناسنامه من سفید مونده :

اینم به خاطر اینه که شعور سیاسی من کم بوده و یه جورایی در حق مملکتم خیانت کردم  

 نکته : اگه تو عکس شماره سریال شناسنامه را نمی بینید! به گیرنده هاتون دست نزنید! اشکال از شما نیست! به دلایل امنیتی پاکش کردم.

این بار هم در ابتدا دو دل بودم    که برم یا نرم و بالاخره تصمیم درست را گرفتم.

برای سربلندی کشورم می رم پای صندوق

 

خب برای اینکه پستم بدون خاطره نباشه اینم خاطره :

دوم و سوم دبیرستان

سال دوم بود که با علی یکی از دوستام تصمیم گرفتیم سرمونا تیغ بکشیم و حدودا یک ساعت بعد تصمیم عملی شد تو کله آینه : در عکس مشاهده می نمائید!

 

تا رفتم تو مدرسه بنابر احترام همه بچه ها اومدن سرما ماچ کردن

خودمم نفهمیدم ولی گروهی اومدن یکی یکی یه ماچ کردن و رفتن ولی برخورد مدیر مدرسه فرق داشت آخه رفتم باش عکس بگیرم گفت یه چیزی بزار رو سرت حالم به هم خورد به جاش ناظم گفت بیا با هم عکس بگیرم  عجب سری چه دمی چه صدایی

خلاصه یه مدت نورافن کلاس بودم ولی این کچل کردن ما ضد حالا خوردن هم داشت

از صدا سیما برای مصاحبه درمورد امتحانات اومدن  تو کلاس ما با همه مصاحبه کردن تا رسیدن به من گفتن بد آموزی داره

رفتن سراغ نیمکت بعدی !

 

ولی شیرین ترین خاطرات دبیرستان مال کلاس سومه!

تو دهه فجر بود که مدرسه تصمیم گرفت رادیو راه بندازه یعنی بچه ها تو زنگ تفریح برنامه رادیویی اجر کنند.

روز اول به مناسبت افتتاح رادیو یه برنامه اجرا شد به این منوال :

گروه سرود دبیرستان البرز دانشگاه تقدیم می کند:

ساقی ساقی ای ساقی من مستما و دیونه

 غم عشق و رسوائی به یاد من می مونه!!!!!

روز دوم با آهنگ های اندی و شادمهر عقیلی استارت اهنگ های درخواستی را شروع کردند

ما هم به عنوان مجلس گرم من وسط حیاط قرش می دادیم و درو تا دور بقیه بچه ها با دست زدن همراهیمون میکردند

 چند روزی مجلسی عیش و نوشمون بر قرار بود و زنگهای تفریح حسابی  خوش بودیم

خوبیش این بود هیچ کدوم از مسئولین مدرسه تو حیاط نمی یومدن

البته همیشه کمی تا تعدادی بچه دستمال به دست وجود دشات که سریع گزارشات موجود را می دادند

ولی ما کم نمی آوردیم و حسابی خوش بودیم تا یه روز معلم دینی این  مجلس لهو و لعب ما را مشاهده کرد و دیگه کم مونده بود لغب مفسد فی الارض را بزاره رو مون! یه جورائی جزو معدود معلم هایی بود که حالم ازش به هم می خورد

نه به خاطر معلم دینی بودنش

مادر خود من معلم دینی یه و وقتی تو خیابون شاگرداش می بیننش از شونصد متری جیغ می کشن خانم و با سرعت نور می پرن بغل خانم معلمشون

خودمم با معلم دینی هامونم  شیش دنگ بودم

ولی این یه آدم ....

خب بگزریم

شرمنده سرتونا درد آوردم

امیدوارم موفق باشین

پ ن ۱ : من اومدم ولی شاید نتونم بیام نت و بهتون سر بزنم

پ ن ۲ : تو پست قبل دو تا کد لگو گذاشته بودم از اون دوستانی که لوگو ها را گذاشتن که نهایت تشکر را دارم . و واقعا ممنون اون دوستان هم که نظرشون را گفتن یا گفتن نمی تونیم هم بازم تشکر که  خوندید و نشون دادید اهمیت می دیده به نوشته من. بازم تشکر.

پ ن ۳ : بهترین دوستم می خواد راهنمائیم کنه . میگه دیکه نمی زارم یه کاری را بکنی

منم وقتی دیدم کاملا درست میگه ! به حرفش گوش دادم

پ ن ۴ : همون دوستم تو این چند روز یه وبلاگ درست کرده :  www.onlyfun.ir  بازدید کنندش هم بالاست . اگه دوست داشتید بهش سر بزنید و باش تبادل لینک کنید.

موضوع وبلاگش طنزه.

در پناه حق

 

 


+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 3:1
توسط

daeiahmad

daeiahmad

http://daeiahmad.blogfa.com

Take Big Risks

Take Big Risks - بازگشت دائی احمد 2

Take Big Risks

WWW.DAEIJOON.COM

Take Big Risks

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog