تبليغاتX
دایی جون دات کام
سلام

به عنوان دقت نکنید ( درد بی عنوانی یه دیگه )

نه یاسی خانم اشتباه نمی کنی پستای خودمه  دارم تغییر کاربری می دم

پست سرخوشانه

دلم برای وقتائی که اینجا هر روز آپ می شد تنگ شده

نمی دونم چرا کسی چیزی نمی نویسه

بنابراین کلیه نویسندگان محترم این وبلاگ  :

اگه مایل به همکاری در این وبلاگ هستید . تا ۱۳ فروردین ماه سال ۱۳۸۷ با درج مطلبی در این وبلاگ تمایل خود را اعلام نمائید.

بدیهی است ۱۴ فروردین ماه اسم سایر دوستان از قسمت نویسندگان حدف می گردد.

 

خب متن بالا برای این بود که بعدا کسی ناراحت نشه و دوستانی که مایل به همکاری نیستند هم اگه دوستان دارن مطالب خودشون را ذخیره کنند . چون حذف می شه.

 

پ ن ۱ : همین جوری اومدم که یه چیزی نوشته باشم

پ ن ۲ : امسال چهارشنبه سوری خیلی اروم بود

پ ن ۳ : فکرشا که می کنم  اگه یه روزی حتی یکی از این بسیجی نما ها را بکشم  حتی لحظه ای عذاب وجدان نمی گیرم

امروز تو شهر پر بودن  ! نمی دونم باید به  ترقه پیازی گیر بدن ! ( به قول اهالی سوسولستان " تهران " نارنجک دستی )  یا به دختر پسر ها و صدای  زیاد دستگاه های صوتی و رقصیدن مردم!

پ ن ۴ : خوشحالم . چون امروز جناب پدر خفن خوشحال بود . خوش به حالش

پ ن ۵ : من هر وقت که حس لازم را تو خودم ببینم می یام به وبلاگ دوستان سر می زنم

خب وبلاگ هرکسی هم حس مربوط به خودش را می خواد.

خواستم برای اینکه عذاب وجدان نگیرم از سر نزدنم نظر خواهی را ببندم ولی اینجوری هم ....

پس شما لطف کنید ! بنده را جدی نگیرید !

پ ن ۶ : هرکسی دنبال تبریک عیده بره پست قبلی!

پ ن ۷ :  دلم اسب می خواد 

پ ن ۸ : امروز تازه فهمیدم شمالی ها نمی دونن کشک چیه! چند تا دانشجوی شمالی  نزدیکی ما هستند . امروز یکی از بچه ها داشت توجیهشون می کرد این کشکه ( که با سفید آب اشتباه نگیرن ) و توضیحاتی دیگه از قبیل طمع و از همین جور حرفا . ولی بازم دلش نیومد بخوره

 عکس : بزرگترین آرزوی زنان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 23:23  توسط دایی احمد  |