تبليغاتX
دایی جون دات کام
خوب .... در ابتدا به همه ی دوستان و دست اندرکاران این وب دوست داشتنی سلام و خسته نباشید عرض میکنم .

بذارین اول واسه ی این بویی که تو وبلاگ راه افتاده معذرت خواهی کنم. میدونم دارین خفه میشین ولی هیچ مهم نیست چون یواش یواش  عادت میکنید.(زمان عادت کردنتون به بوو بستگی به سایز دماغتون داره.)

الان که دارام این پست رو میذارم خیلی اعصابم خورده آخه دردم رو به کی بگم....به خدا  یه بار نشستم ۲ ساعت مطلبم رو نوشتم خواهرم اومده (ببخشید) زرت همه رو پاک کرده.

 باز دوباره بدونه نا امیدی به کارم ادامه دادم.....

حالا این دفعه نوبت٬ نوبت عمو کیوان شده.... ایشون از ظرافت بسیار بالایی برخورداره.... یه روز که اومده بود خونمون من قبلش که بیاد پستمو آماده ی آپ کرده بودم ... از اونجایی که عمو کیوان استاده ... کردنه آدمه و مدرکه لیسانسه خودشه از دانشگاه کمبریج انگلستان اخذ کرده اومد و تمامه سایت و مایت و همه رو با هم بست تا یه آهنگ بذاره.... آخه یکی نیست بگه فوضولی؟؟؟

خلاصه این شد که من یه خورده اومدنم طول کشید ...معذرت

راجب خودم

اسم کوچیکم امیر حسین ٬ متولد  مهر  ۱۳۶۸   

از بدو تولد کودکی تقس و شیطون بودم٫ بذارید خاطرات کودکیم باشه واسه بعد...

گذشت و گذشت تا دیپلوم خودم رو با موفقیت گرفتم(فقط ۶ تا تجدید)

 الانم در حاله حاظر یعنی دارم واسه کنکور می خونم البته با رفقایی مثل عمو کیوان گوز آباد قل کوه هم قبول نمیشم.

تو این پست میخواستم  فقط خودم رو معرفی کنم. ببخشید اگه زیاد حرف زدم.

در پایان از دایی جون هم خیلی تشکر میکنم.  

  ورود خودم رو به این وبلاگ خوش آمد میگم.

بعد نوشت : مثل اینکه دایی احمد گیر سه پیچ داده سربازی را درست کنه و بازم مثل اینکه آخر همین هفته رفتنی یه و بازم مثل اینکه قراره بافته تبریز  و بازم مثل اینکه ..

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 11:8  توسط   |