ما اصلا دانشگاه را جور دیگری دوس داریم![]()
ما دوس داریم هرروز صبح خودمان را گوگولی کنیم فقط برویم دانشگاه دلبری کنیم
اما مگر این حراست میگذارد هرروز به یک جایمان گیر میدهد
ما بزرگ شدیم یک دانشگاه میسازیم حراست نداشته باشد
ما جزوه میدهیم پشت سرمان حرف در می اورند نمیدهیم حرف در می اورند
ما خاله زنک های زیادی در کلاس داریم
ما پول نداریم
ما هنوز دستمان در جیب پدرمان است پدرمان برای تجدید خاطرات دوران کودکی روزانه ۵۰۰ تومان به ما میدهد تازه میگوید بقیه را هم پس انداز کن برای جهیزیه ات
ما امروز نمیدانیم چه فکری در مورد خودمان کردیم گفتیم برویم از پاساژ قائم لباسهای زمستانی بخریم![]()
ما قیمتها را دیدیم حالمان دگرگون شد
ما کیف و جیب و جورابمان! را تکاندیم توانستیم یک شال گردن بخریم
انهم اینقدر گران بود دلمان نمیاید استفاده اش کنیم تصمیم گرفتیم جای تابلو فرش بکوفیمش به دیفال اتاقمان
ما یک مانکن را درب یک مغازه دیدیم کاپشنش را گرفتیم باز کردیم ببینیم داخلش هم جیب دارد یا نه؟دیدیم شکمش بالا پایین میرود فهمیدیم این مانکن زنده است!!!!!!!
ما حس بدی پیدا کردیم به سرعت متواری شدیم
ما دائما سوتی میدهیم
ما فردا امتحان ترم داریم ککمان هم نمیگزد نشستیم اهنگ "گلی خوشگلی"را برای بار صدم گوش میدهیم![]()
ما اگر مشروط نشویم به شما شیرینی میدهیم ![]()
پ.ن:ما قرصهایمان را با قوطی خوردیم شما به دل نگیرید رودل میکنید![]()
پ.ن:ما هنوز حقوقمان را نگرفتیم![]()