تبليغاتX
دایی جون دات کام
سلام دوستان گل و بلبل و کمی تا قسمتی خل

و همچنین سلام به همکاران جدید و عزیزم

با توجه به پیشرفت علم و  تکنولوژی اومدم کارناممو از طریق دهکده ی جهانی اینترنت بگیرم نه اینکه کارنامم خیلی مهمه به هر حال که این پشتیبانم خودشو خفه کرد اینقده زنگ زد خونمون برم کارناممو بگیرم منم با اعتماد کامل گفتم میرم از تو سایتتون می بینمالانم اومدم ببینم که مثلا دروغ نگفته باشم اخه خودم می دونم چه گندی کاشتمبگذرییییییییییییییییییییییییییییم

حالا حالتون چطوره خوبین ؟ اینجا که هوا اساسا سرده و همونطور که مستحضرید سه چار روز پیش برف اومدو دلتون اب رفتیم برف بازی و دوباره سرما خوردم

اخه هفته ی  پیش جمعه بعد ازمونم رفتم خونه ی دوستم چون مامانش اینا مشهد بودن و اونم تهنا شده بود بعد ناهارمونو که خوردیم و ظرفاشونو شستم " یعنی راستشو بخواین ازم بیگگگگاری کشید چون ظرفای دیشبشونم بود "منم نه اینکه مظلومم همشونو شستم  بعد نشستیم پا فیلم و بعدش تصمیم داشتم کلاس ریاضیمو تعطیل کنم اما دوستم منو با تیپا انداخت بیرون گفت دیگه پررو نشو ناهارتو خوردی دیگه چی می خوایالبته شوخی کردما دوستم ازین جراتا نداره این مامانم بود که زنگ زد گفت کلاس برو وگرنه خونه نیامنم عین یه بچه مثبت رفتم کلاس البته در حالیکه بارون میومد منم نه اینکه به توصیه دایی جانمان همچنان چادر می پوشم عین موش ابکشیده شدم تا رسیدم سر کلاس بعدش تا من رسیدم کلاس به علت نبودن برق تعطیل شد در اون لحظه انچنان حرصم گرفته بود که می خواستم دبیر ریاضیمونو خفه کنم منم پرررو پاشدم رفتم خونه ی خاله جانم تا شب اونجا بودم یعنی اعتصاب کرده بودم ازین فرانسوی ها یاد گرفتم اثرات مخرب غربی گرایی بود دیگه به همین دلیل نرفتم کارناممو نگرفتم شبم داداشم اومد دنبالم اومدیم خونه ... ساعت تقریبا نه شب بود که خوابیدم و یک شنبه سه بعد از ظهر از خواب بیدارشدم من تقریبا ۳۶ ساعت خوابیده بودم وقتی هم که بیدار شدم فهمیدم دیروز کلی اتفاقات مهمی افتاده مثلا اینکه منو برده بودن بیمارستان و ... اینا دیگه منم متوجه نشدم در نتیجه مامانم نذاشت دوشنبه هم برم مدرسه ولی سه شنبه هر جوری بود خودمو رسوندم مدرسه جالبیش اینجاست که ناظممون گیر داده که تو سه روز کجا بودی ؟ حالا هر چی من می گم من خونمون بودم می گفت نه باید مامان بابات بیان مدرسه هر جوری شد مامانمو راضی کردم امروز بعد یه هفته اومد مدرسه و غیبتامو موجه کرد اینا همه یعنی اینکه من هفته ی پیش اصلا درس نخوندم حتی یه ساعترکوووورد شکوندم بیخیال دیگه ... منم برم به درس و مخشام برسم نه اینکه فردا امتحان ندارم

تا بهههههههههههههههد مواظب خودم هستم

زت زیاد

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 19:36  توسط   |