تبليغاتX
دایی جون دات کام

سلام

این بار اومدم برای خداحافظی

 

یه خداحافظی چند ماهه

 

فکر نکنم دیگه بتونم بیام 

 

خرداد ماه یه سری کارهای خیلی خیلی مهم و اساسی دارم  

 

دیگه خسته شدم از زندگی یک نواخت می خوام برم دنبال اون چیزی که دوست دارم

 

یعنی باید پیداش کنم

 

باید راهم راه پیدا کنم و پیش برم تا بتونم به تموم خواسته هام برسم

 

الان خیلی خیلی عقبم

 

راسی کاتالیا  منا بهیه  بازی دعوت کرده بود

 

که در مورد یه ضرب المثل بنویسم

 

خب ضرب المثل اینه :

 

خودم کردم که لعنت بر خوردم باد

 

البته شایدم خود مقصر نبودم ولی خب اینکه بی خیال ادامه تحصیل شدم   بدترین لطمه ای بود که تو زندگی به خودم زدم

و امیدوارم بتونم جبران کنم

 

می خوام فرصت پیدا کنم برای لذت بردن از زندگی   برای عشق ورزیدن 

  

اینی که الان هستم را دوست ندارم

 

ولی شاید خیلی بهتر از قبل هستم و تشکر می کنم از دوستانی که کمک اصلی را کردن

 

یه جورایی یه موقع نا امید بودم ولی خب اونی که من یادم مونده نظرات یاسی  و بعد از اون لاغر مردنی بود

 

دوستان دیگه هم ولی خب نقش این دو پررنگ تر بود

 

و بعد از اونا نیلوفر خانم این راه را ادامه داد

 

و ممنونم که یه آدمه نا امید رابه  اینی که الان هست و می دونه که می تونه به همه چیز دست پیدا می کنه رسوندین

 

از همتون تشکر ویژه دارم

 

نمی خوام اسم نام ببرم چون می دونم بعضی دوستان از قلم می افتند

 

از همه می خوام که بنده را عفو کنند که نمی تونم بهشون سر بزنم

 

من دوست ندارم شما از من دلخور بشین و لی خب نمی تونم

 

امیدوارم خاطره خوبی تو ذهنتون از دایی احمد بمونه

 

شاید   فعالیتم محدود بشه به صرف لحظاتی   از روز در انجمن وبلاگ نویسان

 

راستی یه قسمتی تو انجمن درست شده به نام صندلی داغ وبلاگ نویسان

 

هر هفته یه وبلاگ نویس که عده ای اون را می شناسن می شینه روی صندلی داغ و  اعضا اونا سوال پیچ می کنند و خلاصه می سوزنوننش

 

دوست داشتین و سوال خاصی از من داشتین خودم

 

سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۷   می شینم  روی صندلی.

 

خب از همتون متشکرم امیدوارم همیشه سرزنده و خوشحال باشید

 

منم که نیستم   امیدوارم بچه ها وبلاگ را روپا نگه دارند

 

نیام ببینم اینجا کپک زده


 

امیدوارم کسی از من به خاطر سر نزدن دلخور نباشه

ببینید من دوست ندارم که کسی را ناراحت کنم اگه می تونستم هم سر می زدم

باور کنید از همه چیز سخت تر دیدن ناراحتی یا دلخوری یه نفره

اگه از خود آدم دلخور باشه هم که دیگه هیچی

پس  آقایون یکی یه بوس بدین   ! خانم ها هم همدیگه را بوس کنند که مشکل شرعی هم نداشته باشه

 

 

پ ن ۲ : صحرا  خانم گفتند این نماد اصفهونتون یعنی چی ؟

 

باید بگم که در روزگار قديم در بسيار از كشورها و شهرها طالع و نمادي را براي ديار خود انتخاب مي كردند . بسياري از مردمان، به خصوص مردم يونان و رم و چين، متدوال بوده كه تصوير فلكي را به طوري كه از زمين مشاهده مي كردند، را بر فراز ابنيه مهم  و سردرهاي با عظمت شهر‌هاي خود نقش مي كردند . طالع شهر تاريخي اصفهان نيز« برج قوس» بوده و به هنگام انتخاب اصفهان به عنوان پايتخت شاه عباس اول، اين تصوير فلكي بر فراز سردر با عظمت بازار قيصيريه، به نمايش گذاشته شده است.

 

پ ن ۳ : آزاده خانم خبری که دادی خیلی خوشحال کننده بود امیدوارم همیشه موفق باشی!

 

پ ن ۴ : یاسی خانم و سایر دوستان که به اصفهان اومدید و یا نیومدید

 

 

اصفهان را همه به آثار تاریخی کهن می شناسن و وقتی به این شهر سفر می کنند

از این آثار بازدید می کنند در حالی که خیلی فراتر از سی و سه پل و میدون نقش جهانه

تو پست قبل یه شعر گذاشتم  در وصف اصفهان که جالب بود :

 

اصفهان نيمه جهان گفتند

 ‌نيمى از وصف اصفهان گفتند

(ملك الشعراى بهار‌)

 

 

ژاله خانم : گفتید که شهر ما مردومون بدی داره

 

نظر لطفتونه !  ولی خب ما  افتخارمون اینه که همه با هم خوب هستیم و خودمون را بهترین می دونیم و سعی می کنیم فرهنگ شهروندی خودمون را بالا نگه داریم و شهرمون را تمیز ترین و زیبا ترین شهر ایران

درضمن خدائیش بار اول بود این حرف را می شنیدم چون اکثرا ازمون استقبال می شه نظر شما هم محترم

 

 

سایر دوستان که اصفهان نیومدن اگه از آقایون هستند هماهنگی کنند دعوت خودم بیان در خدمتشون هستم با جون و دل

خانم ها هم دیگه ..........

شرمنده دخترای شهرمون بی بخار هستند ! اساسی

یکیش اطلس!

 

 راستی :

بعضی ها تعجب کرده بودن من جدیدا فعال شدم  خوب باید بگم که فعلا من در منزل و در بیماری به سر می برم برای همین   کار دیگه ای به جز تو نت بودن نداشتم  

 

بیماری خاصی نیست ! آنفولانزا ! از اینا که طول می کشه خوب بشی

ایشالا هیچ کس گرفتار نشه

 

فعلا من را به بزرگی خودتون ببخشید

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 23:16  توسط دایی احمد 

 

 اصفهان  ای شهر من

ای به هنر  سرمه چشم جهان


نماد شهر اصفهان

 

سلام اصفهانم خوبی ، سوم اردیبهشت روزت بود ولی خب شرمنده پاک یادم رفته بود که بهت تبریک بگم

حالا اومدم بگم روزت مبارک

قشنگ   زیبا  پامادور   قربونت برم من  

اول از همه بگم منا ببخش گاهی اوقات ازت خسته می شم   دوست دارم ولت کنم برم

البته از خودت نه ار آدما!

می دونی که خیلی دوست دارم

هم من هم خودت می دونیم :

ISFAHAN  BEAUTIFUL  CITY  OF GOD

جمله بالا را پشت اتوبوس خوندم

 

می دونی بدیش چیه !

به تو هم بی توجهی می شه ! به ظاهرت گاهی می رسن ولی در اصل اهمیتی برات قائل نیستن !

اصفهان نيمه جهان گفتند

 ‌نيمى از وصف اصفهان گفتند

(ملك الشعراى بهار‌)

 

 

دکتر فضل اله صلواتی ، پژوهشگر ، رییس انجمن روزنامه نگاران اصفهان  :

 

 اصفهان از نظر ظاهری - گل و بوته - رسیدگی شده  اما از نظر این که واقعا استعدادها شکوفان شود و آثار هنری و آثار علمی را بگذارند چاپ شود کاری صورت نگرفته و حتا کمکی به هنرمندان و نویسندگان یا اهل قلم و نشزیات انجام نمی شود و نمایشگاه  های هنری یا موزه های بزرگ ندارد . فقط یک ظاهرسازی هایی هست که به آن ها می پردازند و پرورش استعداد های درخشان عمق ندارد و فقط در حد شعار که مثلا یک جلسه ای بگیرند و یک نشستی باشد ، ولی کشف و تربیت و تقویت و رشد افکار صورت نمی گیرد و آن چه باید باشد این است.

 

استاد ادیب برومند ،  اصفهان شناس ، شاعر ملی  و سراینده منظومه " مثنوی اصفهان " :  اصفهان شهر بزرگ بسیار مستعدی است هم از نظر جغرافیایی هم از نظر تاریخی و هم از نظر استعداد سرشار مردم  ، ساختمان های قدیمی و مساجد و میادین بزرگ و با شکوه و فضای سبز خوب و رودخانه ای شکوهمند که بسیاری از این ها از قدیم بوده است چون اصفهان سال ها پایتخت بوده و اگر چه بعد ها بسیاری از این آثار تاریخی را خراب کردند اما این شهر همچنان مورد توجه همه جهانگردان است ولی متاسفانه به بسیاری از موارد توجه نمی شود. مثلا در اصفهان یک موزه بزرگ وجود ندارد ، یک کتابخانه بزرگ و عظیم وجود ندارد و حتا یک مقبرة الشعرا هم ندارد و تنها خیابان اضافه کردن کافی نیست.

 

اصفهان شهرم   دیگه چیزی نمی گم هرچی تو اینترنت سرچ می کنم فقط گله و گلایه می بینم که چرا به تو رسیدگی نمی شه

جفتمون می دونیم ایران تهرانه !  اگه  تو و شیراز هم مورد توجه توریست ها نبودید   عاقبت  سایر شهر ها سرتون می یومد.

 

خوشا روزی که منزل در سواد اصفهان سازم

 


پیکره اقتباسی از نماد برج قوس ( آذرماه ) در بوستان مشتاق اصفهان
در کرانه زیبای زاینده رود

 

در آخر به شما هم پیشنهاد می کنم حتما به اصفهان سفر کنید تا  از زیبایی لذت ببرید

 

به اصفهان رو !!! نصف جهان رو !!!

 


پیکره "سیاوش در آتش" ( بر بنیان شاهنامه فردوسی ) در بوستان آبشار اصفهان
در کرانه زیبای زاینده رود

 

 

شهر من

دوستت دارم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:20  توسط دایی احمد 

سلام

خوبید یا بهترید

خواهران و برادران گرامی و ارجمند این جانب برادر دایی احمد در این مکان حضور بهم رسانیدم تا شما مشعوف گردانم

جریان برادر شدن بنده اینه که یه کاری برای بسیج یه دانشگاهی ! انجام دادم

دیروز یه تقدیر نامه + یک هدیه به دستم رسید

که برادر گرامی احمد قاسمی تقدیر شده بود

اینم متن روی هدیه :

 

از  اون طرف این روزا وقت نمی شد خودم را اصلاح کنم ( آرایش ! ) در نتیجه ریشام در اومد ه بود

کلا قیافه بچه + ای دارم . با ریش هم دیگه نور الا نور می شم

تا جائی که چند بار بم گفتن حاج آقا ! آخریش مادر این بوگندو ( امیر حسین ) بود

دم در خونشون بودم بم گفت حاج آقا

 

خاطره :

یک روز   یک روز دل افروز  که با صد قر و اطوار دایی احمد می داد مژده نوروز

بنده در خواب خوش به سر می بردم که دیدم یه سنگ خورد به پنجره اطاق و داره می گه احمد از خواب بیدار شو

خب صدا صدای یکی از بچه ها بود که لر تشریف داره و بنده هیچ تعجب نکردم که چرا و چگونه سنگ هشت طبقه به بالا پرتاب شده و خورده به پنجره اطلاق بنده 

بنابر این کله مبارک را از پنجره بیرون کردم و دیدم کسی نیست

دوباره رفتم تو

دوباره یکی سنگ زد

باز پائین را نگاه کردم هیچ کس نبود

 تا سنگ سوم خورد تو سر خودم

از بالای پشت بودم بود

 

مثل اینکه هرچی در خونه ما را زده بودن کسی باز نکرده بود ( خب چون خواب بودم ) اینا هم رفته بودن از بالا پاتک بزنن

 خلاصه منم رفتم بشون ملحق شدم  در حال صحبت بودیم که دو تا از دخترای شر محل ( خیلی پر رو )

را دیدم !

خب شما اگه دو نفر را که خیلی ادعاشون می شه ببینید و شما بالا سرشون باشید چه کاری می کنید ؟

آب ! البته این کار زشتی یه ولی خب چون شما گفتین منم پریدم خونه و دو تا پلاستیک پر از آب کردم  رفتیم بالا کمین کردیم تا برسند ولی خب همین که نزدیک شدن یهو راهشون را کج کردن

داشتیم نا امید می شدیم که دیدم به به

ممد داره از اون طرف کوچه می یاد سریع یه زنگ بش زدیم و گفتیم این دو تا را صدا کن و در جریان گذاشتیمش

حالا این صدا می کرد ولی این دو تا حال نداشتن برن می گفتن خودت بیا

ممد هی می رفت نزدیک تر

ما هم خسته شده بودیم تا بالاخره رسید در تیرس ما

در نتیجه ما گفتیم به جهنم این دخترا نمی یان خودمون ضایع می شیم

پس بی خیال رفاقت و دوستی و این حرفا شدیم و پلاستیکای آب پرت کردیم رو سر ممد

و در نتیجه هم ما هم اون دو تا دختر معصوم خندیدن

البته نیت ما خیر بود چون اگه اون دو تا خیس می شدند ما ۳ بشون می خندیدم ولی حالا که ممد خیس شد ۴ نفر خندیدند

پس کار ما کاملا درست بود!

 

 ----

حلال زاده به دائیش می ره

من کمی تا حدودی شکم دارم 

از اونجائی که دوستان لطف دارند و منم بشون لطف دارم هرکسی ازم سوال می پرسه :

ـــ شکما چند ؟  می گم : با شیر زیرش هزار

ـــ این تو چیه ؟ می گم : یه بچه فیله  خرتومش بیرون اگه دوست داری می تونی باش بازی کنی

 

حالا دم مغازه دائیم بودم یکی اومد یه دست زد به شکمش و گفت آقا محسن بچت چند ماهشه ؟

اونم گفت درست نمی دونم ولی پاش اومده بیرون

 بیا بریم نشونت بدم

و این شد که با دائی جان تبادل اطلاعات کردیم و از این حرفای خوب خوب به همدیگه یاد دادیم

 


سرجریان قطع آب اصفهان و قاطی شدن اون با نفت بعضی ها گفتن دل پری داری!

بله وقتی آب یه شهر قطع باشه ! بعد تصویه خونه بگه ما کار نمی کنیم ولی آب بیاد تو لوله های خونه شما آبی که بو می ده ! آبی که وقتی باهاش چائی درست می کنی یه لایه کدر روی چائی باشه

ولی به همون قانع باشی چون خیلی از مناطق همون را هم ندارند

صدا سیما از اینکه فلان مسئول آمریکا تو خیابون جیش کرده تا فلان خانومشون دستشا تو کجاش کرده ( دماغ ) بگه ولی وقتی یه استان با چنین مشکلی رو به رو می شه . حرفی نزنه

مشکل من قطع آب نبود مشکلم اینه که ما باید مشکلات همه ملت ها بفهمیم براشون غصه بخوریم

پولای کشور را بهشون بدیم ولی مشکلات خودمون پنهون بمونه بهتره

مردم خودمون نتون گوشت و مرغ و اقلام مصرفی شونا بخرند ولی چون ما مسلمونیم خروار خروار پول کمک کنیم به فلسطین و لبنان و عراق و افغانستان

حالا باز اگه کمک بود یه چیزی ! باج دادنه

باج می دیدم تا با گندکاری های حکومتمون حداقل چهار تا کشور زپرتی بگن حق با ایرانه !

ولی خوبیش اینه بالاخره نفت اومد سر سفره های ما  البته تو پارچ آب


کلام آخر : یه بار دیگه می گم و تموم

انجمن وبلاگ نویسان با آدرس اینترنتی :  WWW.BLOGFORUM.IR  تشکیل شده

از دوستان تقاضا دارم عضو بشن و فعالیت خودشون را آغاز کنند تا انجمن به اهدافش برسه

برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید

اینم دو تا کلیپ تصویری توپ که به 3gp تبدیل کردم باحجم پائین

کلیک کنید :

کلیپ تصویری خیانت با صدای محسن چاوشی

کلیپ تصویری نفس بریده با صدای محسن چاوشی

پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید

حالا من موندم و تیغ و رگ دست و عکس پاره تو و من
...............
تیغ را می کشم رو رگهام می پاشه خونم رو عکسات
نتونه سدی بسازه رنگ چشمات سیل اشکات

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:43  توسط دایی احمد